Wednesday, November 21, 2007

شورای ملی صلح": دوم خرداد در شرایط جنگی!

در روزهای اخیر شیرین عبادی همراه با تعداد دیگری از شخصیت های ملی مذهبی و دو خردادی های خارج از حکومت، و با حمایت سازمان آبروباخته "اکثریت"، طرحي تحت نام ایجاد "شورای ملی صلح" را اعلام کرده است. این صف یکبار شکست خورده اپوزیسیون پرو رژیمی حالا قرار است به بهانه جنگ و با شعار "جنگ نه، صلح و حقوق بشر آری" باردیگر سر و سامانی به خود بدهد و تلاش کند تا یک جمهوری اسلامی "خوش خیم"، "حقوق بشری" و "دمکراتیک" را بعنوان راه نجات به مردم عرضه کند!

تمام "صلح خواهی" حضرات در این خلاصه میشود که جمهوری اسلامی با حفظ "انرژی هسته ای حق مسلم ماست"، از لگد پرانی های اسلامی و مزاحمت برای غرب و آمریکا دست بردارد و کمی عطر و گلاب "حقوق بشر" به خود بزند، و درعوض آمریکا و غرب هم دست از تهدید جنگ و تحریم و فشار سیاسی بردارند و با این "جمهوری اسلامی دوم" در صلح و صفا زندگی کنند. این ادامه پروژه های شکست خورده "گفتگوی تمدنها" و "سید خندان" و بعد "زن مسلمان برنده جایزه صلح نوبل" و "خاتمی مونث" است که حالا در شرایط جنگی با بسته بندی "صلح و حقوق بشر" عرضه میشود. اگر جمهوری اسلامی و غرب نتوانستند با آنهمه خرج و تبلیغات، این پروژه ها را در دوره "گل و بلبل" دوم خرداد به مردم بفروشند، حالا سعی میکنند با تهدید جنگ و مخاطراتش زمینه مقبولیتش را فراهم کنند. هنوز جنگی شروع نشده، "برکات الهی" آن برای جمهوری اسلامی از آسمان فرو میریزد! قرار است مردم دست از مبارزه و حق طلبي و سرنگوني طلبي بردارند و به سياهي لشكر صلح و سازش حكومت آمريكا و حكومت اسلامي عليه خودشان تبديل شوند!
زمینه این ابتکار جنگی اپوزیسیون ملی اسلامی، بالا گرفتن اختلافات و جدالهای درونی جمهوری اسلامی ناشی از بحران همه جانبه این رژیم و در آستانه مضحکه انتخابات و تحرک سیاسی خاتمی و کروبی و رفسنجانی در مقابل احمدی نژاد و خامنه ای است. بي دليل نيست كه شوراي صلح كذايي با يك دو قلو بنام "كميته انتخابات آزاد"، كه مبتكر آن هم شيرين عبادي است، متولد شده است. "شورای ملی صلح" نهایتا تلاشي برای احيا و متحد كردن نیروهای اپوزیسیون پرو رژیم (از نهضت آزادی گرفته تا اکثریت و انواع "جمهوری خواهان ملی") بر علیه "جناح تمامیت خواه" رژیم اسلامی با پا درمياني مردم منزجر از جنگ است. "شورای ملی صلح" به یک معنی ستاد انتخاباتی خانم عبادی و شرکا برای حمایت از سر کار آمدن آخوندهای "حقوق بشری" و "دمکراتیکی" مثل رفسنجانی و خاتمی است.

تا وقتی جمهوری اسلامی بر سرکار است- چه هنگام مناقشه و جدال و جنگ تروریست های اسلامی و تروریسم دولتی غرب، و چه در دوره مصالحه و سازش و همکاری ایندو با هم- سهم مردم ایران جز فقر و فلاکت و زندان و اعدام و سنگسار و حجاب و آپارتاید جنسی و بی حقوقی نیست. همین مردم اما یکبار دوم خرداد و همه پروژه های نجات رژیم اسلامی (از خاتمی تا عبادی و غیره) را با ١٨ تیرها و کنفرانس برلین ها و اعتصابات کارگری خود شکست داده اند. نه فقط شکست دادند که "سونامی" احمدي نژادي اش را هم عقب رانده اند و اکنون هر روز بیش از روز قبل چپ و سوسیالیسم و رادیکالیسم و آزادیخواهی در جامعه سر بلند میکند. به حضرات مدافع حفظ و نجات رژیم اسلامي اطمینان میدهیم که این مردم و این جنبش بالنده آزادی و برابری که یکبار ایشان را شکست داده است، در دوره تهدیدات جنگی و عربده کشی دو قطب تروریستی اسلامی و دول غربی، مصمم تر و محکم تر به میدان خواهد آمد. به میدان خواهد آمد علیه جنگ و تحریم اقتصادی، علیه جمهوری اسلامی و تروریسم اسلامی، علیه میلیتاریسم دول غربی، علیه سیاست های نظم نوینی، علیه هر نوع ناسیونالیسم، علیه هر تلاشی که بخواهد به نام جنگ یا صلح مردم را پس بزند و جنایتکاران را توجیه کند. ما به این دوستان اپوزیسیون پرو رژیم توصیه میکنیم که از شکست دوم خرداد درس بگیرند و از توجیه رژیم اسلامی و تقلاي احيا و ثبات و تقويت جمهوری اسلامی دست بردارند. مردم ايران از جنگ متنفرند و از بانيان جنگ و عوارض فضاي جنگي هم منزجرند و حاضر نيستند به سياهي لشكر دشمنانشان تبديل شوند. براي پايان دادن به خطر جنگ و ناامني و فلاكت، كارگران و مردم ايران ميدانند كه راهي جز گسترش مبارزه راديكال براي به شكست كشاندن سياستهاي جنگ طلبانه دو قطب تروريستي و سرنگوني جمهوري اسلامي وجود ندارد.

آزادی، برابری، حکومت کارگری
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد جمهوری سوسیالیستی

حزب کمونیست کارگری ایران
٢٠ نوامبر ٢٠٠٧، ٢٩ آبان ماه ١٣٨٦

بیانیه حزب کمونیست کارگری در باره خطر جنگ و مسابقه راست روی در اپوزیسیون

بالاگرفتن احتمال جنگ و گسترش تبلیغات جنگی و تشدید تقابل آمریکا و جمهوری اسلامی، فی الحال صف بندی ها در اپوزیسیون بورژوایی و غیر کارگری رژیم را تغییر داده، یا صحیح تر، شفاف تر کرده است.

از میان آنهایی که مخالف جنگ اند، بخشی به بهانه دفاع از "آب و خاک" بی هیچ شرم و حیایی علنا اعلام کرده اند که در کنار جمهوری اسلامی خواهند بود! کسانی از اینها کفش و کلاه کرده اند تا هرچه سریعتر به میهن برگردند و با حفظ "مرزبندی ها" در کنار احمدی نژاد و خامنه ای قرار گیرند. کسانی رویاهای شکست خورده دوم خرداد و جمهوری اسلامی دوم را از گنجه بیرون می آورند و رنگ و جلا میدهند و جدی تر از خود جمهوری اسلامی برای مضحکه انتخابات آماده میشوند. اینها امیدوارند که یک دور دیگر خاتمی و حتی رفسنجانی را بعنوان ناجی به مردم بفروشند!

آنهایی که نهان و آشکار موافق جنگ اند و آرزوی "رژیم چنج" از بالای سر مردم دارند، لب مرز تفنگ هایشان را روغن میزنند و امیدوارند نقش "چلپی" و "اتحاد شمال" و "کرزای" و "جلال طالبانی" های ایران را بر عهده گیرند. برخی از اینها برای رژیم اسلامی نامه سرگشاده مینویسند که فکر نکنید لشکر کشی زمینی در کار نخواهد بود! یعنی بی هیچ شرم و حیایی اعلام میکنند که زیر باران کروزها و غرش هواپیماهای جنگی و در معیت ارتش آمریکا آماده هر جنایتی هستند.

و دسته سوم و البته حاشیه ای که با هیچکدام از دو دسته فوق نیستند، کسانی که قبلا شکست یا افول و عقب نشینی جنبش سرنگونی و سوسیالیسم را اعلام کرده بودند، حالا فضای تهدید جنگی و خطرات و مصائب واقعی جنگ را دستمایه رواج گیج سری و عرضه کالای یاس و شکست طلبی خود، و در واقع دنباله روی عملی از جریانات فوق، یافته اند.

ایران اما عراق و افغانستان نیست. بازیگر صحنه سیاست ایران فقط جمهوری اسلامی و دار و دسته هایش و یا اپوزیسیون بورژوایی و "اتحاد شمال" چی ها و چلبی هایش نیستند. در ایران یک قطب اجتماعی بسیار قدرتمند چپ، رادیکال و سکولار حضور دارد که هم مقابل جمهوری اسلامی، هم جنگ و تروریسم دولتی و رژیم چنج نوع آمریکائی، و هم انواع و اقسام اپوزیسیون راست رژیم ایستاده است. قطب انسانیت. قطب آزادیخواهی و برابری طلبی. قطب کمونیسم کارگری. کارگران، زنان و معلمان و دانشجویان.

با بالا گرفتن تهدید جنگی و تبلیغات جنگی جامعه یکباره دارالمجانین نمی شود، بلکه مبارزه طبقاتی سابقا جاری در اشکال حاد و قطبی تر بروز می یابد. این دقیقا توضیح دهنده این راست روی های سراسیمه و هیستریک فوق الذکر است. با کمی دقت میتوان فهمید این حضرات در واقع در مقابل جنگ یا خطر جنگ و مصائب واقعی آن موضع نمی گیرند، بلکه مواضع شکست خورده و به هیچ جا نرسیده قبلی خود را بهانه خطر جنگ و مقابله با مصائب آن دوباره عرضه میکنند. و این بار بی پرده تر حرف دلشان را میزنند. بهمان میزان هم جامعه از لحاظ سیاسی قطبی تر میشود و انتخاب بین چپ و راست که در سالهای اخیر به نفع چپ در جریان بوده است قطعی تر صورت میگیرد.

در مقابل این راست روی ها، به نمایندگی قطب چپ جامعه، کارگران، زنان و جوانان و همه نیروهای انقلابی و آزادیخواه، حزب کمونیست کارگری اعلام میکند که علیه همه این پروژه های راست محکم ایستاده است. حزب با اتکاء به نیروی طبقه کارگر و مردم آزاده اجازه نمی دهد که به بهانه جنگ مصیبت جمهوری اسلامی ادامه یابد و یا مصیبت دیگری را بعنوان راه حل به مردم تحمیل کنند. همچنانکه در قطعنامه کنگره ششم حزب اعلام کردیم راه مقابله با این جنگ و یا فضای جنگی اساسا پیشروی جنبش انقلابی و سرنگونی طلبانه مردم، به زیر کشیدن جمهوری اسلامی و برقراری یک جمهوری سوسیالیستی است. این قطعنامه بطور مشخص موضع و وظایف جنبش و حزب ما، چه در داخل و چه خارج را برای جلوگیری از جنگ و در صورت وقوع برای تخفیف مصائب و قطع فوری آنرا بر شمرده است. ما با تلاش با گردآوردن وسیع ترین نیروی اجتماعی و بین المللی حول جهت گیری این قطعنامه اعلام میکنیم که با همه "راه حل" ها و موعظه هایی که به بقاء جمهوری اسلامی و تعدیل آن نظر دارد، همه "راه حل" هایی که ناظر بر حل و فصل قدرت سیاسی از بالای سر مردم است، با همه تشبثات ناسیونالیستی، چه عظمت طلبانه و چه قومی، با همه گیج سری ها و ناپیگیری ها قاطعانه مقابله خواهیم کرد. جواب مسابقه در راست روی را فقط میتوان با یک جنبش عظیم و گسترده چپ و انقلابی علیه جنگ و علیه جمهوری اسلامی و برای آزادی و برابری و سوسیالیسم داد.

حزب کمونیست کارگری یک باردیگر اعلام میدارد که راه حل کارگران و مردم آزادیخواه در ایران و در سطح جهان برای جلوگیری از وقوع جنگ و برای مقابله باعواقب وخیم و ختم آن به نفع جبهه آزادی وبرابری، تشدید و تقویت جنبشهای اعتراضی و سرنگونی جمهوری اسلامی به قدرت انقلاب مردم است.

نه جنگ، نه جمهوری اسلامی، زنده باد جمهوری سوسیالیستی!

حزب کمونیست کارگری ایران- ۱۷ آبان ۱۳۸۶، ۸ نوامبر ۲۰۰۷

Friday, July 6, 2007

گزارشهای "کارزار ضد جنگ امپرياليستی - ضد جمهوری اسلامی د ر ماه ژوئن

گزارشهای "کارزار ضد جنگ امپرياليستی - ضد جمهوری اسلامی در ماه ژوئن
کپنهاگ جلسه ۱۵ ژوئن
به دعوت کمپين " دفاع از آزادی مردم ايران . ضد جنگ. ضد جمهوری اسلامی"، جلسه ای روز جمعه ۱۵ ژوئن در کپنهاگ برگزار کرد که يکی از سخنرانان آن ديويد ميظر از اعضای کارزار ضد جنگ امپرياليستی، ضد جمهوری اسلامی بود و سخنران ديگر "ايرين کلاسون" از فورم بين المللی بود. در اين جلسه که شرکت کنندگان ايرانی ، عراقی ، دانمارکی ، مکزيکی ...در آن حضورداشتند کارزار ضد جنگ دانمارک توسط يکی از فعالين ايرانی مقيم دانمارک معرفی شد. سپس "ديويد ميظر" بحثی حول مقاله اخيرش در نشريه کريتيک پيرامون کارگران ايران خودرو و سياستهای سرمايه داری جمهوری اسلامی ارائه کرد و در پايان مواضع "کارزار ضد جنگ امپرياليستی- ضد جمهوری اسلامی" در بريتانيا را توضيح داد. در بخش پايانی اين جلسه خانم "ايرين کلاسون" در اهميت دفاع از مبارزات جنبشهای اجتماعی در ايران در حين مخالفت با جنگ صحبت کرد. بخش پاسخ و پرسش و بحث بيش از يکساعت طول کشيد و در پايان جلسه فيلمی از خاطرات يکی ازندانيان سياسی ايران به نمايش درآمد
گزارش از: فرانک
***

 
بن ، دانشگاه آزاد ، جلسه ۱۶ ژوئن
روز شنبه ۱۶ ژوئن ، "بن لوئيس" از جوانان فعال "کارزار ضد جنگ امپرياليستی - ضد جمهوری اسلامی "و از اعضای گروه دانشجويان کمونيست در دانشگاه آزاد بن پيرامون فعاليتهای کارزار ضد جنگ سخنرانی کرد. او در این سخنرانی بر اهميت همبستگی با مبارزات مردم ايران تاکيد داشت. در اين جلسه که تعدادی از جوانان و دانشجويان آلمانی در آن شرکت داشتند بحثی پيرامون احتمال حمله نظامی آمريکا به ايران در گرفت و مطرح شد: آيا درپی ملاقات طرفين در کنفرانسی برای «حل مسائل عراق» آيا ميشود تصور کرد خطر درگيری نظامی فعلا برطرف شده است؟ رفيق "بن لوئیس" مطرح کرد که اگرچه ايالات متحده آمريکا و جمهوری اسلامی نه تنها اکنون بلکه از پيش از شروع حمله نظامی به عراق پيرامون به قدرت رسيدن دولت شيعه در بغداد به توافق هايی رسيده بودند و همچنان اين نوع مذاکرات بين طرفين ادامه دارد ولی در عين حال نمي شود اختلافات بين طرفين را ناديده گرفت خصوصاً که خواست ايران برای برسمیت شناخته شدن به عنوان يک «قدرت منطقه ای» در چهارچوب نظام سرمايه جهانی برميگردد همسو با ديدگاه کنونی در کاخ سفيد نيست و آمريکا با همه خوش خدمتي های جمهوری اسلامی پی تغييير رژيم در ايران است
گزارش از: جوشوا کيمپل
***

 
جلسه ۲۰ ژوئن، آکسفورد
ساعت ۷ روز ۲۰ ژوئن "کازرار ضد جنگ امپرياليست. ضد جمهوری اسلامی" به دعوت شورای اتحاديه های شهر آکسفورد (تریدز کانسل) دو تن از فعالين کارزارضد جنگ "مايک مکنر" و "ياسمين ميظر" در جلسه اين شورا در سالن شهرداری شهرآکسفورد شرکت کردند. در اين جلسه "مايک مکنر" عضو اتحاديه استايد دانشگاهی و فعال کارزار ضد جنگ در مورد موقعيت کنونی امپرياليسم آمريکا صحبت کرد و گفت بعيد نيست در مقطع حساس کنونی که دولت آمريکا با فشار بی سابقه ای درعراق روبرو است و به احتمال زياد مجبور خواهد شد روش کار خود در اين کشور اشغال شده را تغيير دهد دست به حادثه جويی جديدی بزند وازاينرو اگرچه نميشود سياستهای آينده امپرياليسم را پيش بينی کرد اين احتمال وجود دارد که بمباران هوايی محدود يا گسترده در ايران را دربرنامه خود قرار دهد. 
او و فعال ديگر کارزار ضد جنگ همچنين در نقد سياستهای بخشی از «ائتلاف ضد جنگ » که افشای جمهوری اسلامی را «حمايت از امپرياليسم» ارزيابی ميکنند صحبت کردند و با بحث پيرامون مبارزات کارگران ايران بر عليه خصوصی سازيها - کار قراردادی وسياستهای اقتصادی دولت احمدي نژاد درادامه سیاستهای دفاع ازنظام سرمايه بر اهميت حمايت از مبارزات کارگران ايران، دانشجويان؛ جوانان و زنان صحبت کردند

در پايان اين جلسه سوالهای بيشماری در مورد برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، شعارهای کارزار در مورد سياستهای اسرائيل، شيوه های

سازماندهی همبستگی فعالين جنبش کارگری در آکسفورد با کارگران ايران مطرح شد
***

 
۲۴
ژوئن جلسه درمنچستر
بيش از ۲۰ تن از فعالين "کارزار ضد جنگ امپرياليستی- ضد جمهوری اسلامی" روز ۲۴ ژوئن در حاشیه تظاهرات گسترده جنبش ضد جنگ در مقابل کنفرانس 
حزب کارگر برای تاييد نخست وزيری "گوردن براون" و در اعتراض به سياستهای رهبران اين حزب شرکت کردند و بيش از ۱۰۰۰ اطلاعيه در تبليغ مواضع "کارزار ضد جنگ امپرياليستی - ضد جمهوری اسلامی" پخش کردند. 
در جلسه ای که کارزار در پايان اين تظاهرات مستقلا در منچستر برگزار کرد ۳ نفر از فعالين کارزار ضد جنگ صحبت کردند و به سوالها بحثها و پيشنهادهای حاضرين پاسخ دادند. "جک کنراد" در سخنرانی خود ازعدم حضور فعال نيروهای چپ ايرانی در تظاهرات ضد جنگ صحبت کرد و گفت من نميتوانم تصور کنم برای چپ ايران در تبعيد وظيفه يا کار مهمتری امروز مطرح باشد و جای تاسف است رفقای چپ ايرانی آنقدر بی عمل و يا غرق در فعاليتهای کم اهميت هستند. "جک کنراد" همچنين بر اين عقيده بود که بايد در افشای سياستهای حزب کارگران سوسياليست بريتانيا در دفاع خجولانه از اسلام سياسی فعالتر برخورد کرد و آنگونه که رفيق تراب ثالث در مقاله خود بيان کرده جنبه های نظری- سیاسی این انحراف را توضیح داد. "مايک مکنر" در بحث اش به تفصیل تاکيد داشت
"بايد به مسئله کار تئوريک و بررسی اهداف سرمايه در قبال اين جنگ و بررسی موقعيت کنونی امپرياليسم تاکيد بيشتر داشت
او گفت: "بديهی است با شرايط بسيار متغييری روبرو هستيم و هر روز هر هفته ممکن است اوضاع تغيير کند به همين دليل واجب است اوضاع سياسی را با دقت و عمق بيشتری دنبال کرد. او گفت حتی در صورت حمله نظامی ايالات متحده به ايران شرايط طوری است که همچنان مقابله با هر دوارتجاع موضع سياسی قابل دفاع است وباید بر آن تاکید کرد۰" "مکنر" تاکيد داشت:" بايد به استراتژی دراز مدت کارزار توجه بيشتری کرد و از هم اکنون برنامه فعاليتهای نظری، سياسی سال ۲۰۰۸ ر ابرنامه ريزی کرد". او همچنين به کم کاری چپ در قبال انقلاب های مخملی (تغيير رژيم از بالا ) در سطح چپ آکادميک انتقاد کرد و گفت شايد وظيفه نيروهای انگليسی در کارزار خصوصا فعالين دانشگاهی اين است که مطالعه جدی در اين مورد را در دستور کار خود قرار دهند و استفاده امپریالیسم ازاتحادیه های کارگری زرد و سازمانهای غیر دولتی ... را افشا کرد

ياسمين ميظر در صحبت خود با تشکر از فعاليت پيگير رفقای انگليسي اسکاتلندی و ايرلندی کارزار گفت :"ما با استقبال بيسابقه ای در حمايت از اين کارزار روبرو شده ايم وبايد ازتوان فکری حاميان آکادميک که تا به امروز از ما دفاع کرده اند برای پيشبرد بحثهای نظری استفاده کنيم و به طور مشخص از اساتيد ايرانی ، انگليسی و آمريکايی چون "سيروس بينا"، "فاولر"و" ماخوور" و دیگران بخواهيم مقالات خود را برای درج در سايت و ترجمه به فارسی برای ما ارسال کنند
ياسمين ميظر در پاسخ به انتقاد رفيق "جک کنراد" گفت من واقعا جوابی به اين انتقاد ندارم ولی توصيه ميکنم انتقاد را مستقيما با سازمانها و نيروهای چپ ايرانی مطرح کنيد. او در ادامه صحبت "ميک مکر" گفت: "البته واضح است مسئله ايران برای چپ بريتانیا و چپ جهانی نبايد به مسئله اختلافات کنونی بين آمريکا و جمهوری اسلامی محدود باشد . چپ انترناسيوناليست با موقعيت ويژه ای در ايران روبرو است. در يکی از اولين کشورهايی که خود را تابع اسلام سياسی دانست و حکومت صدر اسلام به قدرت رسيد، نزديک به سی سال پس از اين به قدرت رسيدن سرمايه نظام اقتصادی حاکم است چرا که اسلام سیاسی بر خلاف ادعاهایش به استقبال بازار آزاد و سیاستهای سرمایه می رود. دولت اسلامی ایران سیاستهای خصوصی سازی و بیکار سازی ... سرمايه جهانی را دنبال ميکند. فاصله فقر و ثروت رو به افزايش است، طبقه زحمتکش هيچ حقوقی ندارد۰ آيا برای افشای 

اسلام سياسی شما نمونه بهتری ازجمهوری اسلامی ايران پيدا خواهيد کرد؟ به نظر من جواب منفی است . پس نه فقط برای چپ ايران بلکه برای چپ جهانی افشای سياستهای سرمايه داری از نوع ارتجاعی اسلامی آن در ايران از اهميت ويژه ای برخوردار است. 
در پايان اين جلسه بحثی در مورد فعاليتهای آتی کارزار، دخالت در کنفرانس سالانه حزب کارگران سوسياليست بريتانيا در افشای سياست اين حزب و در تقويت موضع مدافعان ما در اين حزب چون پرفسور "مايک گونزالز" يا پرفسور "مايک ديويس" صورت گرفت. 
فعالين کارزار پيشنهاد های موجود در مورد هم کاری با کارزارهای مشابه دردانمارک، سوئد و فرانسه را مورد بررسی قرار دادند اما به اين نتيجه رسيدند که در مرحله کنونی اگر چه همکاری با رفقا در دانمارک و آمريکا ميتواند در دستور کار قرار گيرد و ضروری است با مواضع رفقای سوئد آشنایی بيشتری بدست آيد. در مورد فرانسه درمواضع اعلام شده در قبال مبارزه طبقاتی و مبارزه برای سوسياليسم درايران از امروز تفاوتهای آشکاری وجود دارد که زمينه همکاری ها را تضعيف ميکند . علاوه بر اين رفيق "مايک مکنر" براين نظر بود که 
تفاوتهای کارزار ضد جنگ در آمريکا(ايالات متحده) و بريتانيا به عنوان کشورهای اشغالگر در منطقه تفاوتهای تاکتيکی ايجاب ميکند مثلا تاکيد بر شعار لنينی شکست اين دو ارتش امپرياليستی در منطقه که با موضع کارزارهای مشابه در کشورهايی که نيروی نظامی چشمگيری در منطقه ندارند تفاوت دارد
گزارش از: ياسمين ميظر

***

 
سمينار و محاصره مرکز اتمی فازلين در اسکاتلند
چهارشنبه ۲۷ ژوئن 

روز چهارشنبه ۲۷ ژوئن ۲۰۰۷ بيش از ۴۰ نفر از اساتيد دانشگاههای اروپايی برای برگزاری سمينار و محاصره "پايگاه نظامی اتمی فازلين" در جلو درب اصلی اين پايگاه در کنار درياچه لوموند در اسکاتلند جمع شدند و برغم تهديدها ی پليس برنامه کامل سخنرانی ها ی خود را تاساعت ۴ بعد از ظهر برگزار کردند و در اين ساعت با برپايی تحصن جلو درب اصلی پايگاه و ممانعت از عبور و مرور به اين مرکز توليد سلاحهای کشتار جمعی نشان دادند در مقابله با جنگ امپرياليستی و ارتش آن دانشگاهيان آماده هستند درگير عمل مستقيم گردند و حتی دستگير شوند. در اين اعتراض بين المللی که جنبه ای از آن افشای اسلحه های اتمی زيردريايی های نظامی بريتانيا و برنامه اتمی جمهوری اسلامی بود فعالينی از دانشگاه گوتنبرگ، بارسلون ؛ هامبورگ ،لندن ،ليدز، گلاسکو و استراسکلايد شرکت داشتند . يکی از سخنران کنفرانس خانم پرفسور "ماری کالدور" از دانشگاه لندن بود که حتی پس از دخالت پليس و دستگيری تعدادی از تظاهرکنندگان با خونسردی به سخنرانی خود ادامه داد. از اولين کسانی که در اين اعتراض دستگير شد خانم پرفسور "بريژيت فاولر" (دانشگاه گلاسکو) بود که ۲۵ ساعت در زندان جنايی منطقه "کلايدبنک" در بازداشت بود. يکی از کسانی که توانست سخنرانی خود را قبل از دستگيريها به پايان برساند ياسمين ميظر از دانشگاه گلاسکو و "کارزار ضد جنگ امپرياليستی - ضد جمهوری اسلامی" بود که جنبه های گوناگون صنايع اتمی ايران ، بهانه‌های رژيم برای تعقيب برنامه توليد انرژی اتمی، رابطه آن با اسلحه های اتمی و توليد يورانيوم غنی سازی شده برای استفاده در اسلحه های اتمی را توضيح داد و گفت جنبش ضد صنایع و اسلحه های اتمی نميتواند موضع فرصت طلبانه ای اتخاذ کند و در بريتانيا مخالف اين اسلحه ها باشد اما در ايران از گسترش صنايع اتمی دفاع کند. باید تاکید کنیم در کشور سرمايه داری ديکتاتوری آنهم در منطقه ای زلزله خيز در شرايطی که حقوق و امنيت کارکنان اين صنايع دائم زير پا گذاشته می شود، بايد با همه سیاستهای این ارتجاع مذهبی مبارزه کرد. نکته قابل توجه اين است که اگرچه اين سخنران بر عليه جمهوری اسلامی صحبت ميکرد بمحض اینکه او ميکرفون را برای ارائه بحث خودبه دست گرفت و نام ايران را بيان کرد ناگهان حدود پانزه پليس از گوشه‌های مختلف در ورودی به سوی تظاهرکنندگان يورش آوردند و کل تظاهرات را درمحاصره خود قرار دادند. اکثر دستگيريها هم پس از صحبت ايشان صورت گرفت
گزارش از : مود براکه